![]() |
![]() |
|
|
ای واژه های لعنتی چرا انقدر بی مفهوم و ساکت شدید... چرا نمی سرایید مرثیه ای را که توان گفتن درد مرا داشته باشد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 آذر1388ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط نرگس |
|
|
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی ازاین زمانه دلم سیر می شود گاهی عقاب تبز پر دشتهای استغنا اسیر پنجه تقدیر می شود گاهی صدای زمزمه عاشقانه آزادی فغان و ناله شبگیر می شود گاهی نگاه مردم بیگانه در دل غربت به چشم خسته من تیر می شود گاهی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 شهریور1388ساعت 6:16 قبل از ظهر توسط نرگس |
|
|
بينندگان عزيز توجه فرماييد: اين پست را با استفاده از فن آورى جى پى آر اس توسط موبايل درج كرده ام !
p.s. با تشكر از كليه دست اندر كاران از جمله شركت مخابرات ،همراه اول و سونى اريكسون عزيز! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط نرگس |
|
|
تولد---------ازدواج--------مرگ امروز تولدم بود. یعنی هنوز اول راهم؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 مرداد1388ساعت 3:26 قبل از ظهر توسط نرگس |
|
|
دیشب در اوج بی خوابی یک تصمیم کبرا گرفتم "خوابیدن با یار مهربان" !!! البته منظور همان یار دانا و خوش بیان، کتاب است که زمانی خواندنش قبل از خواب برایم عادت دلچسبی بود و به دلایلی ترک شده بود چه بسا دلیل تمام امراض روحی و جسمیم، ترک همین عادت باشد ... بعد از جستجو یک کتاب نیمه کاره از ۴ سال قبل به نام "تازه عروس" یافتم ! نیمه کاره به این دلیل که هیچ گاه حس تمام کردن آن را پیدا نکرده بودم واز این بابت مثل یک معمای حل نشده در ذهنم باقی مانده بود و همیشه بین سایر کتابهای قفسه به من چشمک می زد. مجموعه داستانهای کوتاه از آلبا دسس پدس نویسنده ایتالیایی مینی فمینیستی ! تجربه واقعا لذت بخشی بود بعد از ۴ سال ... p.s. راستی اگر کتاب خواندنی سراغ داشتید لطفا بمعرفید ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
ترانه ویولت گلامور شهاب عصیان سپیده ماه هفت شب ماهی شیشه ای دختری از جنس مرگ ام اس و یک دنیا حرف یادداشت های ضعیفه ای که فمنیست شد |
|
RSS
|